معرفی وبلاگ
در حریم حرم دوست نگردی محرم*تا ز اندیشه اغیار مجرد نشوی.
دسته
بزرگان
افتخارات من
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 28390
تعداد نوشته ها : 60
تعداد نظرات : 88
Rss
طراح قالب
GraphistThem248
به نام او

سلام بر همه بزرگواران

به اطلاع می رسانم به علت مشغله های کاری فقط در پایگاه علمی در خدمتم

آدرس:

 http://aliakbari1.blogfa.com/
دسته ها :
15:55

وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ (143)اعراف

..... و چون موسى به وعده گاه آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد : پروردگارا خود را به من بنماى تا تو را تماشا کنم . معشوق فرمود هرگز مرا نخواهى دید ؛ لیکن به کوه نگاه کن پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى دید . پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود آن را متلاشی ساخت و موسى مدهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه کردم و

اَرِنِی کسی بگوید که تو را ندیده باشد

تو که بامنی همیشه چه جواب لَن تَرانی؟!

 




چند وقتيه در از دست دادن يكي از دوستان، غمگينم....
بعضي خبر مرگ ها اصلا باور كردني نيست
الهي كه شما عمر با عزت داشته باشي و پير شي...
اما حقه كه حضرت امير فرمودن: هر نفس تو قدمي است بسوي مرگ
تازه اين جور وقتا است كه آدم مي فهمه اين دنيا ارزش هيچي نداره
ارزش جنگيدن ...مبارزه...يكي به دو....چشم و هم چشمي....دل شكستن...نميدونم هر چي كه اسمشو ميخواي بذار....ارزش هيچي
وقتي ما هيچي با خودمون نمي تونيم ببريم جز عمل صالح....پس چرا فقط به همين امر نپردازيم
نميگم بشينيم تو خونه و مسجد به نماز و دعا....نه
بايد نگاهمون به دنيا عوض بشه...اين دنيا جاي موندن نيست...همش آزمايشه
اگر نعمتي رو داده امتحانه...اگر چيزي رو گرفته امتحانه.....
فقط مهم عملكرد من و توست.....
ياد اون صدايي افتادم كه لحظه ي آخر تو گوش مرده ميگه:
إسمع....إفهم....
كاش بفهميم...تا دير نشده بفهميم
دسته ها : اخلاقي
11:12
اين شبكه گسترده هستي است كه روح ما و شيطان و فرشتگان همه در تلاطم هستيم تا از اين ميان برسيم به مخلوق هستي


دسته ها : اخلاقي - قرآني - تصاوير
18:3

هستي شناسي، بن مايه ي اخلاق است و نسبت آن با اخلاق، همانند رابطه متن و شرح است: اگر متنِ اعتقاد به خدا براي جهان، به طور صحيح شرح و تفسير گردد، قلمرو آن تمام شئون جامعه را فرا مي‏گيرد. اين عقيده بسان لوحي است كه اگر بازگردد، صفحه‏اش نظام اخلاقي بنا شده در جامعه است. بنابراين به ميزان استحكام در عقيده، مي‌توان خُلقيات را دوام بخشيد. برخي از مهمترين آثار اخلاقي اين هستي شناسي عبارتند از:

1.هدفمندي زندگي: بر پايه هستي شناسي اسلامي، انسان آفريده نشده تا زندگي‌اش را در قلمرو قواي طبيعي تداوم دهد بلكه خلق شده تا قواي طبيعي را تكامل و با با رفتار اخلاقي انسانيت خويش را در پرتو دينمداري تجلّي بخشد.

2.حراست از آزادي: آزادي كه از زيباترين چهره‌هاي‌ اخلاقي است، ملك انسان نبوده بلكه وديعت الهي است كه به او سپرده شده و انسان موظف است در حراست او دريغ نكند و هرگز او را به رأي خويش تفسير ننمايد.

3. عمران و آباداني: بر اساس هستي شناسي الهي، انسان براي آباداني نظام تكوين خلق شده؛ اما اگر نحوه برخورد انسان با نظام هستي هواپرستانه باشد، خداوند حيات او را مضطرب مي‏سازد.

4.خودداري از گناه: وقتي بينش كسي چنين بود كه هستي تنها از آن خداست و غير او، همه ذاتاً مرده اند، خويش را مرده مي‏پندارد و هرگز به خود اجازه گناه نمي‏دهد.

مقاله برگزيده اينجانب در جشنواره ملكوت:

هستي شناسي و انسان شناسي، دو مبناي اخلاق اسلامي

از ديدگاه آيت الله جوادي آملي

 چكيده

انديشمندان جهان اسلام همواره براي ارائه مطلوب مباني اخلاقي به جوامع بشري اهتمام ورزيده‌اند تا در مقام تبيين آن و طرح الگو برآيند. از ديدگاه مفسر بزرگ معاصر قرآن كريم حضرت آيت الله جوادي آملي، دو اصل هستي شناسي و انسان شناسي، اساسي ترين مباني اخلاق اسلامي به شمار مي رود. از اين رو مقاله حاضر به بررسي اين مسئله با روش توصيفي- تحليلي مي پردازد. تحقيقات انجام شده، مبيّن اين مطلب است كه اگر كسي حقيقت انسان را، جان او كه موجودي ملكوتي است، بداند و آن را بر اساس هستي‏شناسي توحيدي بشناسد و هستي‏شناسي توحيدي را در سايه معرفت خدا شكل دهد، بروز هر رفتار و اخلاقي را از انسان جايز نمي داند و به همين جهت نظام اخلاقي را بر اساس اين دو بينش، به گونه اي تنظيم مي كند تا در پرتو آن، اخلاق و رفتاري هماهنگ با فطرت انساني از خود متجلي سازد.

واژگان كليدي: آيت الله جوادي آملي، هستي شناسي، انسان شناسي، اخلاق اسلامي، مباني اخلاقي.

علامه جوادي آملي معتقدند: انسان را بايد با انسان تبيين كرد، يعني  با پيامبران و ائمه معصومين(ع) كه در مرحله كمال قرار دارند و ميزان انسانيت هستند مقايسه كرد. بنابراين براي سنجيدن مقام انساني هر فرد، بايد سراغ انسان هاي كامل رفت. آنان ما را به به ما مي شناسانند و هويت هايمان را در رفتار و گفتار مي شكافند. در روايات نيز مقصود از «محكمات» كه در آيه هفت سوره آل عمران به آن اشاره شده است، پيامبر(ص) و ائمه(ع) معرفي شده اند. آنچه كه از محكمات انسان است «فطرت انسان» است كه به روح و نفس او ارتباط دارد و اگر بقيه قوا در خدمت فطرت قرار بگيرند، انسان به كمال مي رسد. فطرت انسان ميل به جاودانگي و كمال مطلق دارد و اگر اين ميل، با استفاده از ابزاري صحيح در مسير خود قرار گيرد، انسان به جنبه محكم خويش دست مي يابد و در نهايت انسان به مقام ولايت الهي مي رسد.(كتاب تفسير انسان به انسان).

دلبر چو تويى ، ز جز تو، دل بردارم

دل را چه كنم، تا چو تو دلبر دارم

ار شاخهاى از طوبى عشق تو شوم

در سايه خود هزار كوثر دارم!

دسته ها : ادبي
9:33
دسته ها : اخلاقي - تصاوير
9:25

خداوند در قرآن اصلي را بيان كرده،: اين كه «انسان داراي يك هويّت كريمانه است». نشان اين اصل آن است كه در جريان تبيين خلقت كه به شيطان فرمود چرا سجده نكردي در برابر كسي كه من او را با دو دستم خلق كردم ﴿لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ با اينكه ذات اقدس الهي منزه از دست است فرمود من انسان را با دو دست خلق كردم.

در روايت آمده كه خداوند فرمود من اگر چيزي را بخواهم به بندگانم بدهم با دو دست مي‌دهم يعني هم فراوان، هم با احترام، خدا وقتي چيزي را به بندگانش عطا مي‌كند با احترام عطا مي‌كند نه با تحقير نه با منّت گذاشتن.

لذا حفظ آبرو و كرامت انساني از وظايف اصلي مومنين است و ما موظفيم كه اين كرامت را حفظ كنيم اينها براي ما نيست ، آبروي مؤمن امانت اوست ، مثل مال نيست كه هر جا بخواهد صرف كند .

13:35
13:33

آيت الله جوادي آملي : اخلاق، فنّ كليدي اين كار است كه ما محاسبه كنيم و مراقبه داشته باشيم كه دشمن درون و بيرون، مسئول اراده ما را به بند نكشند.

گناه, زنجيري است كه به گردن عقل عملي آويخته مي‌شود و او را به بند مي‌كشد، فنّ اخلاق اين نيست كه ما را عالِم بكند آن كار حوزه و دانشگاه است اما كار مسجد و حسينيه اين است كه ما را عاقل كند يعني «ما عُبد به الرحمن واكتسب به الجنان» را زنده كند.

13:30
13:29

«وَ فِي الأرْضِ آيَاتٌ لِلْمُوقِنِينَ وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ» و روي زمين براي اهل يقين نشانه هايي [متقاعد كننده] است و در خود شما: پس مگر نمي بينيد؟ (ذاريات، 21-20).

انسان شناسي مجموعه اي معرفتي است كه به بررسي بعد يا ابعادي از وجود انسان ها يا گروهي خاص از آنها مي پردازد. ترديدي نيست كه هيچ علم انساني بدون شناخت انسان، به دست نمي آيد و چون حقيقت انسان را روح تشكيل مي دهد، بدون شناخت روح و روان انسان، شناسايي او ناممكن است (جوادي آملي، صورت و سيرت انسان در قرآن، ص22-21). به اعتقاد معظم له حقيقت انسان روح است.

در مكتب وحي كه ملكه تمام علوم و معارف است، واقعيت انسان را مي‏توان به تماشا ايستاد. قرآن‏كريم نسبت به انسان، طبيعتي را تصوير مي‏كند و حقيقتي را به لحاظ آن، ترسيم مي‏نمايد كه با در نظر گرفتن آن بخش مادّي و طبيعي، آدمي را همواره در پي اسراف و اتراف و لذّت‏جويي و رفاه‏طلبي و تن‏پروري مي‏داند؛ امّا جنبه ديگري نيز براي انسان در قرآن‏كريم بيان شده كه همه ملكات و فضيلت‏هاي بلند انساني الهي چون كرامت، خلافت، حمل امانت، شرافت و ... را در بر مي‏گيرد و آن، همان حقيقت روح الهي و اصل و اساس انساني است كه طبيعت را به عنوان فرع و تابع، زير پوشش خود گرفته است.(همان)

15:23
15:21
15:20
15:19

محور هستي در مكاتب الهي، «خداوند» منزّه از مادّه و طبيعت است و مبدأ غايي نيز تقرّب به او است و در اين راستا اخلاق به عنوان يك ارزش الهي در اين بينش، موجب تكامل انسان و سعادت او خواهد بود. اگر كسي حقيقت انسان را، جان او كه موجودي ملكوتي است بداند و اين موجود ملكوتي را بر اساس هستي‏ شناسي توحيدي بشناسد و هستي‏ شناسي توحيدي را در سايه معرفت خدا شكل بدهد، هر رفتار و اخلاقي را از انسان، جايز نمي داند چرا كه اخلاق و رفتار، تجلي و ظهور اعتقادات و باورهاي اوست و اگر انسان به خدا و معاد، باور داشته باشد و وجود انسان را با فطرت و اختيار و كرامت و به عنوان خليفه الهي بشناسد، بدين صورت اخلاق و رفتار او متناسب با هستي شناسي و انسان شناسي او مي باشد.(جوادي آملي، صورت و سيرت انسان در قرآن ، ص 24).

X